دردونه ها

تولدچهارسالگی ترانه

1392/12/28 14:12
نویسنده : مانا
436 بازدید
اشتراک گذاری

ازاونجایی که تواین سه سال یه تولدآنچنانی واسه ترانه نگرفته بودم دوست داشتم تولدچهارسالگیشوخیلی باشکوه برگزارکنم......

مخصوصااینکه عضومامی سایت شده بودموکلی ایده واسه تولدش داشتم.خلاصه ازتابستون شروع به برنامه ریزی کردم.شهریورماه هم ازتهران وسایل تزییناتوخریدم ولباس زنبوریشم دوختم .اماافسوس که ازسرنوشت آگه نییم.

اواسط مهربودکه متوجه شدم خشکی ودردگردنم مربوط به اسپاسم نیست بلکه دیسکه.بعدش سخنان ناامیدکننده دکترها:بادستات نبایدکارکنی,حتی دستتونبایدبالاببری,ظرف نبایدبشوری,شنانبایدکنی.....خلاصه بایدسرتوبذاری وبمیری.این درحالی بودکه به صورت جدی تصمیم به ادامه تحصیل گرفته بودوبدترازاون یه عینک شنای حرفه ای خریده بودمافسوس

تواین اوضاع کارگرم گیرم نمیومد.مامان لطف کردویه ماهی کمکم اومد.طفلک سعی می کردمنوکه کاملا خودموباخته بودم دلداری بده.واسه تغییر روحیمم تصمیم گرفت پروژه تولدوتمام کنه.خاله زری هم ازتهران به کمکش شتافت واینگونه بودکه مقدمات تولدبوسیله مامان وزری اجراشد.

سعی کردم علیرغم اصرارمامان ایناتولدجمع وجوری برگزارکنم که فشارزیادی بهشون نیاد.

خلاصه تولدبااشکاوحسادتای محمدشروع شد:چراواسه من اینطورتولدنمی گیری؟چراخاله زری واسه تولدمن نمیادو.....

آخرای مراسم ورق برگشت ومحمدعاشق شدوغرزدنو تعطیل کرد.

ماجرا ازاین قرار بودکه محمد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دردونه ها می باشد