روزهای خوش زندگی
شایدبه جرات بتونم بگم بهترین روزای زندگیم روزهای بعدتولدترانه بودهرچند........
رفتاروبی توجهیهای همسری آزاردهنده وبغض آوربود.نمیدونم اون روزاتمرکزمن رورفتارش من بیشترشده بودیاطبق یه نیازطبیعی توجه اونومی خواستم واونم طبق یه عکس العمل طبیعی اونوازم دریغ می کرد
به هرحال حضوراین دخترکوچیک شادی بخشوامیدافرین بودانگارقدرت روحیمودوچندان کرده بود.
ازهمون شروع بارداری بااتفاقاتی که پیش می اومداین حقیقت روقبول کردم که دخترم خودش کاراشوراه میندازه.کدوم اتفاقات؟
مثلازمان تولدش جوری تنظیم شدکه تونستم نهایت استفاده ازمرخصیم روببرم وحتی واسهی داداششم خوب بودودیگه نیازی به گرفتن پرستارنبود.یااینکه واسه پوشکش یه مغازه پیداشدکه جنساشوزیرقیمت خریدمی داد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

روزهای خوش زندگی
